نشد دوباره میان من و تو ما باشد

{ پست شده در مرداد ۳۰ ۱۳۸۷ توسط ایهام }
موضوعات : عاشقانه ها

شعر عاشقانه امروز از شاعر خوبمون ، آقای حامد داراب  :

میان پنجره آن شب ستاره آبی بود
و جای ماه کنار ستاره قابی بود
زبان ولوله پیچیده روی لبها که
طلاق ماه و ستاره چرا غیابی بود


به اتفاق گرفته شکایت خورشید
از این جدال خسوف زمین حسابی بود
نشد دوباره میان من و تو ما باشد
زبان جهید و بیانش همه خطابی بود
چه شد میان من و تو تبر به حکم افتاد
کسی که تفرقه هایش به ما عذابی بود
نگاه و پنجره با طرحی از تلاقی مان
شبیه عمر کم و تازه ی حبابی بود

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

نوشته های تصادفی


    یک دیدگاه برای ”نشد دوباره میان من و تو ما باشد“

    1. حامد داراب همیشه برای من خاطراتی رو زنده میکنه که با غزلهاش برای خودم ساختم شما از ایشون اطلاعی دارین ؟
      دوست دارم از نزدیک ببینمشون اگر اطلاع دارین حتما بنده رو خبر کنین
      ۰۹۱۹۲۵۸۲۰۷۵

      Reply

    دیدگاه تان را ارسال کنید

    سوت دیو l-) X-( B-) >:P >:D< =D> =; =)) =(( <:-p ;;) ;) :X :D :. :-h :-SS :-P :-O :-? :-/ :-* :-$ :)] :)) :) :(( :( .گل. .فرشته. .سجده. .دعا. .بیا. .ok. (:l This site is using OpenAvatar based on